محمد تقي جعفري
24
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
به عنوان زيبا دوستى گرفته تا هنرهاى گوناگون وبالاخره عامل دين را براى خود وسيلهاى قرار مىدهد و از واقعيات فرار مىكند . اين داورى به هيچ وجه با واقعيت تطبيق نمىكند ، زيرا نخست اين مسئله را بايد در نظر بگيريم كه فرق زيادى وجود دارد ميان علت اصلى يك جريان وفايدهاى كه مىتوان از آن بهره بردارى نمود . شما در باغچهء خانه تان گل زيباى گران قيمتى را مىكاريد وگربهاى كه گرماى تابستان ناراحتش كرده از بالاى ديوار سايه آن گل زيبا را مىبيند وپايين مىآيد و در سايهء شاخه و برگ و گل پهن مىشود وساعتى آسايش مىكند ، آيا صحيح است كه بگوييم : هدف شما وعلت اصلى آن كه شما پولى خرج كرده وروزها وشايد ماه ها زحمت كشيده گل زيبايى را پروردهايد ، همان آسايش گربه در سايهء آن است ؟ لباسهايى را كه پوشيدهايد ، براى حفظ بدن از ناملايمات جوى است ، فرض كنيم كه سيل خروشانى در معرض ورود به خانه شما است ، وشما چيزى نداريد يا آن چه داريد براى جلو گيرى سيل از ورود به خانه كفايت نمىكند ، مجبور مىشويد كه لباس خود وخانواده تان را به جاى گونى ريگ در جلو گيرى از سيل مورد بهره بردارى قرار بدهيد . اين دو مثال اگر چه صد در صد با مسئله ما تطبيق نمىشود ، ولى براى توضيح علت اصلى يك شىء وفايده عارضى آن مناسب به نظر مىرسد ، اين حماقت كه قرآن و ساير شعاير دينى و به جاى آوردن دستوراتش علت اصلى دين تلقى شود ، سابقهء ديرينهاى دارد ، و در خود قرآن در چند آيه مورد توبيخ قرار گرفته است ، مانند آن آيه كه مىگويد : وقتى كه ضررى به انسان متوجه شود به خدا مىگرايد و دست به دعا بلند مىكند لذا جلال الدين در ابيات مورد تحليل مىگويد : اگر تو قرآن را براى رفع ملالت خاطر مىخوانى چه تفاوتى با كليله وشاه نامه خواندن دارد ؟